انواع مگس های ناقل و بیماریهای منتقله از آنها

شاید به جرأت بتوان گفت مگس خانگی (Musca domestica) یکی از مهمترین حشراتی است که اهلی و به زندگی همراه انسان و در اماکن مورد استفاده او بطورکامل عادت کرده است.

مگس ها از هر ماده غذایی تغذیه میکند و بر روي هر ماده اي که بتواند بعنوان غذا براي ایجاد لاروها از آن استفاده نماید، تخمگذاري میکند. مواد غذایی مانند مواد قندي، شیر، پسمانده غذاها، مدفوع انسان و یا حیوان، ادرار، خلط و ترشحات چرکی، زباله ها، گیاهان در حال فساد و بطور کلی هر ماده غذایی مایع یا جامدي که قابل حل در بزاق مگس باشد در رژیم غذایی مگس خانگی قرار دارند.

مگس خانگی انسان را نمی گزد اما به علت انتقال عوامل بیماري زا توسط دست و پا و بدن خود از مدفوع یا حیوانات مرده به مواد غذایی یا اماکن تهیه مواد غذایی از نظر بهداشتی داراي اهمیت زیاد است. مگس خانگی قدرت رشد و تکثیر بسیار بسیار بالایی دارد و سیکل تخم تا تخم آن (تخمگذاري تا تبدیل  به حشره بالغ تخمگذار) به طور معمول ده روز و در شرایط ایده آل حتی بین پنج تا شش روز میباشد.

هر چند عمر مگس خانگی کم (بین دو تا چهار هفته) میباشد، ولی بر اساس یک محاسبه ساده و بااحتساب یک دوره ده روزه براي چرخه تخم تا تخم، چنانچه یک جفت مگس براي مثال در اول بهار تخمگذاي کنند و با فرض اینکه هیچکدام از تخمهاي آنها از بین نرود، تا اول مرداد (دوره 4 ماه) تعداد مگس تولید شده 191/000/000/000/000/000/000 عدد خواهد شد که قادر خواهند بود سطح کره زمین را تا ارتفاع 5/1 متر میپوشانند.

هر چند عوامل زیستی و شرایط اقلیمی باعث مرگ و میر و تلفات زیاد مگسها شده و چنین جمعیتی هیچگاه ایجاد نخواهد شد ولی به هر حال در شرایط مناسب، جمعیت مگس ها طی چند هفته بصورت تصاعدي و انفجاري افزایش میابد. 

بیشترین تهدیدات مگس با توجه به عادات تغذیه اي خاص آن، تماس ها و رفت وآمدهاي مکرر بین محلهاي آلوده، توالتها و محلهاي تجمع و دفع زباله از یک طرف و ظروف و محلهاي مورد استفاده توسط انسان از طرف دیگر و نیز شرایط فیزیکی بدن مگس که عوامل پاتوژن مختلف را براحتی جذب و حمل می کند، مربوط به انتقال مکانیکی عوامل بیماري زاي متعدد می باشد. در این میان انتقال عوامل بیماري زا توسط مگس، به دلیل قدرت پرواز به نسبت زیاد مگس که روزانه 3 تا 4 کیلومتر و گاه تا بیش از 30 کیلومتر ذکر شده، بشدت تشدید می گردد.

انتقال عوامل پاتوژن به وسیله مگسها از سه راه انجام می شود:

ضمایم دهانی، پاها بخصوص موهاي واقع در انتهاي پاها و بطور کلی قسمتهاي خارجی بدن مدفوع مگس حامل عوامل پاتوژن بلعیده شده بوسیله مگس است و مگس به کرات مدفوع کرده و این عمل بیشتر در هنگام تغذیه انجام میگردد (لازم به ذکر است مگس بطور دایم درجستجوي مواد غذایی و تغذیه است).

انتقال عوامل بیمار يزا از راه مواد استفراغی مگس که این عمل نیز بطور مکرر انجام. 

تا کنون بیش از 100 نوع عامل بیماري زا از مگس خانگی جدا شده که بدلیل مکانیکی بودن انتقال و وجود روشهاي دیگر در انتقال بیماریها، تعیین سهم در انتقال و گسترش بیماریها در جوامع کاري غیر ممکن است ولی نقش مگس در این مورد در مناطق گرمسیري و شرایط بهداشتی پایین و در کشورهاي جهان سوم بسیار قابل توجه است و کنترل مگس در چنین مناطقی انتقال بیماریهاي مزبور را تا 90% کاهش می دهد.

با توجه به اهمیت بهداشتی مگس و نیز اهمیت بیماریهاي منتقله توسط مگس لازم است نسبت به گسترش روشهاي کنترل مگس توسط متولیان امر از طرق مختلف اقدام گردد. در این میان روشهاي فیزیکی کنترل ناقلین و بهسازي محیط (که بطور معمول ارزان و مؤثر هم هستند) اهمیت بسزایی پیدا می کند.

از طرفی با اقدامات فرهنگی و آموزش عمومی میتوان عادات عمومی را به سمت رعایت بیشتر بهداشت عمومی سوق داد تا با گسترش عادات بهداشتی گامی مؤثر در کنترل جمعیت مگس برداشته شود. دفع صحیح زباله هاي خانگی، تمیز نگاه داشتن منازل و محلهاي عرضه مواد غذایی، دفع صحیح فاضلاب و ... از جمله این عادات هستند.

ریخت شناسی، زیست شناسی و چرخه زندگی مگس خانگی :

ریخت شناسی:      


این مگس حشره اي است پهن و تنومند و سه قسمت سر، سینه و شکم در آن قابل تمایز است و داراي یک جفت بال پهن می باشد. اندازه مگس خانگی 9-6 میلیمتر بوده، با بالهاي باز 15 -.13 میلی متر طول دارد. 

بخش بزرگی از سطح فوقانی سر با سلولهاي بینایی که یک جفت چشم مرکب را تشکیل میدهند پوشیده شده و دید وسیعی به مگس میدهد. در بین چشمهای مرکب یک جفت شاخک وجود دارد. در زیر شاخکها قطعات دهانی (خرطوم) که به یک بالشتک اسفنجی ختم میشود وجود دارد. پایه پهن بالشتک از یک سري لوله هاي کوچک پوشیده شده که به خرطوم میان تهی و سپس دهان و کانال گوارشی مرتبط می باشد.

سینه قوي و خاکستري رنگ است و داراي چهار نوار طولی پهن تیره رنگ میباشد. هر 6 پا به یک جفت ناخن و یک جفت بالشتک پوشیده از موهاي ریز ختم می شوند. بالها به بند میانی سینه سه قسمتی متصل هستند و داراي طرح اختصاصی می باشند که بوسیله رگبال هاي بال ایجاد می شود. رگبال ها لوله توخالی هستند که به بال استحکام بخشیده و تا حفره بدن ادامه پیدا م یکنند و با مایع بدن پر می شوند.

شکم فاقد هرگونه ضمایمی است. شکم در جنس نر به رنگ خاکستري و سیاه میباشد. ولی رنگهاي زرد و سیاه در شکم جنس ماده بیشتر جلب توجه می کند. همچنین یک بخش تخم ریز تلسکوپ مانند در انتهاي جنس ماده وجود دارد که مگس ماده بوسیله آن تخم هایش را می گذارد.

چرخه زندگی:


در زندگی مگس چهار مرحله مجزا وجود دارد:                                

تخم، لارو، شفیره و حشره بالغ

طول چرخه زندگی مگس بسته به درجه حرارت از تخم تا بالغ 6 تا 42 روز است. طول زندگی مگس خانگی بطور معمول 2 تا 3 هفته است. که در شرایط سردتر ممکن است تا 3 ماه هم طول بکشد.

تخم ها بطور معمول روي توده هاي مواد آلی مانند کود و زباله گذاشته شده و در عرض چند ساعت باز می شوند. لاروهاي جوان به داخل مواد محل تکثیر نفوذ می کنند. آنها به اکسیژن هوا نیاز دارند.

بنابر این در جایی می توانند زندگی کنند که به هواي تازه کافی دسترسی داشته باشند. وقتی محیط لاروي بیش از اندازه مرطوب باشد، آنها فقط م یتوانند در سطحی که خشک تر است زندگی کنند. در حالی که در محیط لاروي خشک تر آنها چند سانتیمتر به داخل نفوذ می کنند.

طول دوره لاروي حداقل سه روز است ولی ممکن است تا چند هفته طول بکشد. این دوره به درجه حرارت، نوع و مقدار مواد غذایی بستگی دارد. وقتی مراحل تغذیه اي مگس کامل شد، لارو سن سوم به نقاط خشک تر مهاجرت کرده و در خاك نفوذ میکند و یا در زیر خاشاك پنهان و تبدیل به شفیره می شود. شفیره جسمی کپسول مانند به نام پوپاریوم تشکیل داده و در آن به بالغ تبدیل می شود. دوره شفیرگی بین 2 تا 10 روز است که در پایان این دوره مگس به قسمت بالاي پوپاریوم فشار آورده و آن را پاره می کند و از راهی که باز کرده، خود را به سطح خاك میرساند. به زودي پس از خروج از شفیره مگس بالهاي خود را باز کرده و بدنش خشک و سخت می شود. مگس بالغ خاکستري رنگ بوده 9 -6 میلیمتر طول و پشت سینه اش 4 نوار طولی سیاه رنگ دارد.

چند روز طول می کشد تا مگس قادر به تولید مثل شود. مگس ماده در شرایط طبیعی در طول زندگی خود به ندرت بیش از 5 بار تخم گذاري م یکند و هر بار بین 120 تا 130 تخم می گذارد.

مگس هاي بالغ به طور عمده در طول روز فعال بوده، تغذیه و جفت گیري کرده و بطور معمول در شب استراحت می کنند. اگر چه تا حدي قادر به سازش با نور مصنوعی هستند.

تغذیه: 



هر دو جنس نر و ماده از انواع غذاي انسان، زباله و مواد دفعی مانند عرق و فضولات حیوانات تغذیه می کنند. در شرایط طبیعی مگس ها براي تغذیه به دنبال مواد غذایی متنوعی هستند. به علت ساختمان خاص قطعات دهانی، غذاي مگس یا باید مایع و یا به شکلی باشد که با ترشحات غده بزاقی یا چینه دان به آسانی حل شود. مگس مواد محلول را از طریق ضمایم دهانی می مکد، ولی مواد جامد را ابتدا با بزاق مرطوب کرده و بعد آنها را می مکد.

آب بخش مهمی از رژیم غذایی مگس است، بطوریکه مگس ها بدون آب بطور معمول بیش از 48 ساعت نمیتوانند زندگی کنند. مگس ها حداقل 2 یا 3 بار در روز نیاز به تغذیه دارند. 

محلهای استراحت:

در طول روز وقتی مگس به طور فعال تغذیه نمی کند، ممکن است روي کف زمین، دیوار، سقف و دیگر سطوح داخل محل هاي مسکونی استراحت کند.

مگس ها در شب به طور طبیعی غیر فعال هستند. بهترین مکان در ساعات براي استراحت سقف ها و یا نزدیک سقف است. وقتی درجه حرارت در شب بالاست، مگس خانگی اغلب خارج اتاق روي نرده ها، طناب رخت، سی مهاي برق، کابل ها و علفهای هرز و درخت ها استراحت می کنند. محلهاي استراحت اغلب نزدیک مکان هاي مناسب براي تغذیه و تکثیر در طول روز و پناهگاهی دور از باد بوده و بطور معمول بالاي سطح زمین قرار دارند. محلهاي استراحت بندرت بیش از 5 متر ارتفاع دارند.

جمعیت مگس‌ها:

تعداد مگس ها در یک منطقه بر حسب دسترسی به محل هاي تولید مثل، ساعتهای تابش نور 20 درجه سانتیگراد - خورشید، درجه حرارت و رطوبت متفاوت است. تراکم مگس در درجه حرارت 25 به حداکثر تعداد خود می رسد و در درجه حرارت بالاتر و پایین تر کاهش می یابد. مگس ها در حرارت بالاتر از 45 درجه و پایین تر از 10 درجه سانتی گراد دیده نم یشوند. در درجه حرارت خیلی پایین گونه ها قادرند به شکل غیر فعال در مرحله بلوغ یا شفیرگی زنده بمانند.

بیماریهاي منتقل شونده توسط مگس‌ها :

مگس خانگی بعلت تردد بیش از حد بین مکانهاي آلوده و محیط زندگی انسان، بعنوان ناقل مکانیکی مهم بسیاري از بیماریها شناخته شده است. تا کنون بیش از 100 نوع عامل بیمار يزا از مگس خانگی جدا شده است.

مگس‌ها عوامل بیماري زا را به چهار طریق انتقال می دهند:

1) توسط خرطوم آلوده خود که در تماس مداوم با سطوح آلوده، مواد غذایی و حتی سطح بدن انسان است.

2) توسط موهاي بلند و متعدد و پاهاي جسبنده خود.

3) دفع مکرر مدفوع حشره که در غالب مواقع حاوي عوامل بیماریزایی است که بدون تغییر ازدستگاه گوارش مگس عبور کرده و دفع می شوند و بصورت لکه هاي کوچک تیره رنگ بر روي سطوح باقی می مانند.

4) استفراغ و برگرداندن بخشی از مواد خورده شده اضافی که ممکن است آلوده باشند. مگس ها به خاطر طبع کثیفشان همیشه بعنوان ناقلین بالقوه بسیاري از عوامل بیماري زا به انسان بوده اند، ولی تعیین اهمیت نسبی آنها در انتقال اکثر بیماریها بسیار دشوار است و به همین علت بیشتر گزارشهاي مربوط به نقش این حشره در انتقال بیماریها به انسان سطحی است. در بسیاري از اوقات افزایش فصلی حشره بطور معمول با اپیدمی بیماریهاي اسهالی متقارن بوده است. این حشرات در انتقال عوامل بیماریهایی مانند ویروس کوکساکى، فلج اطفال، تراخم، ورم ملتحمه چشم، ویروس عفونتهاي روده اي میکروبی مثل اسهال هاي ناشی از شیگلا ، تب Q، ویروس هپاتیت  A، وبا، حصبه و شبه حصبه، سالمونلا، استافیلوکوکها و بیماریهاي میکروبی دیگر از جمله ،(Chigella) و جذام و دیفتري جلدي، سل، سیاه زخم، طاعون و بالاخره (Yaws) عفونتهاي پوستی خاص نظیر یاز عفونتهاي انگلی دستگاه گوارش مثل آمیبیاز ناشی از آنتاموبا هیستولیتیکا، ژیاردیازیس و کر مهاي انگلی مثل آسکاریس، هیمنولپیس نانا، کرمهاي قلابدار (نکاتور و آنکیلوستوما)، تلازیا کالیفورنینسیس (Thelazia caliphorniensis) کرمک (Entrobius vermicularis) ریکوسفال و ... دخالت دارند ، اما به دلیل مکانیکی بودن انتقال و وجود روشهاي دیگر انتقال بیماریهاي فوق، تعیین سهم مگس ها در انتقال و گسترش بیماري در جامعه کاري مشکل و حتی غبر ممکن است ولی این نقش در مناطق گرمسیر و در شرایط بهداشتی و بخصوص در کشورهاي جهان سوم قابل توجه است. در ضمن، در اثر به وجود « میاز » تخمگذاري برخی از این مگس ها درون بافت بدن انسان و جانوران، بیماري به نام می آید. براي آگاهی بیشتر به تعدادي از بیماریهاي مهم اشاره می شود.

فلج اطفال:



نوعی بیماري حاد ویروسی میباشد که دستگاه گوارش و در بعضی، مواقع دستگاه عصبی مرکزي را درگیر می کند. این بیماري ناشی از عفونت با ویروس پولیو (poliovirus) میباشد. ویروس پولیو از دسته انتروویروسها (Ente rovirus) و خانواده پیکورناویریده (Picornaviridae) میباشد. فلج اطفال هیچ درمان مشخصی ندارد. اینکه بیمار خواهد توانست (قدرت عضلانی خود را به دست آورد یا نه، به میزان آسیب سیستم عصبی بستگی دارد و پزشک در این مورد کار زیادي نمی تواند انجام دهد.

 تراخم  (Trachoma):  


این بیماري یک عفونت چشمی شدید و مزمن و مسري است که در مناطق فقیر با سطح بهداشت پایین، مناطق گرم و خشک، آب و هواي همراه با گرد و خاك و درکشورهاي در حال توسعه و جایی که آب کم است شایع تر میباشد. تراخم در پی آلودگی به باکتري کوچکی به کلامیدیا تراکوماتیس بوجود می آید که چنانچه به سرعت معالجه نشود موجب کوري خواهد شد. تراخم شایعترین علت کوري چشم بدلیل عفونت بخصوص در جوامع توسعه نیافته است. این بیماري در ایران نیز در نواحی جنوب و به خصوص خوزستان شیوع زیادي داشته و امروزه در کشورهاي توسعه یافته و در حال توسعه رو به ریشه کنی است. عفونت مکرر، گسترده و درمان نشده منجر به کوري خواهد شد حال آنکه درمان بموقع بیماري فرد را از کوري نجات خواهد داد. تراخم بطور معمول دوطرفه است و از طریق تماس مستقیم، استفاده از وسایل شخصی مشترك، تماس با مگس و بطورمعمول از سایر اعضاي خانواده منتقل می شود. از اینرو افراد خانواده نیز باید توسط پزشک معاینه شوند. این بیماري در زنان شایعتر از مردان است.

ورم ملتحمه چشم:


ورم ملتحمه (کونژکتیویت) اصطلاحی است که براي توصیف التهاب ملتحمه ازآن استفاده می شود و شایع ترین علت قرمزي چشم می باشد. سفیدي چشم با پرده نازکی به نام ملتحمه پوشیده شده است که ترشحات مخاطی را، براي پوشاندن و نرم کردن سطح چشم تولید می کند. این پرده به طور طبیعی حاوي عروق خونی خیلی ظریفی است که با بررسی دقیق، قابل مشاهده هستند. در صورت تحریک یا التهاب ملتحمه، عروق خونی آن مشخص تر میشوند و چشم قرمز به نظر می رسد.

عوامل گوناگونی می توانند سبب ورم ملتحمه شوند که شایع ترین آنها عبارتند از: عفونت ها، آلرژي ها و تحریک هاي محیطی. از آنجا که ملتحمه بافت ساده اي است، به همه محرك ها به یک گونه پاسخ می دهد و قرمز میگردد. 

ورم ملتحمه‌هاي عفونی اعم از باکتریایی یا ویروسی میتوانند بطور کامل واگیردار باشند بنابر این باید از تماس با وسایلی که با اشک بیمار آلوده شده اند  اجتناب نمود. شستن دست ها پس از تماس با بیمار به جلوگیري از انتشار عفونت کمک می کند.

بیماریهاي ناشی از کوکساکی ویروس‌ها:



کوکساکى‌ها ویروس‌ها (Coxsackievirus) ویروس‌هایی از گروه آنتروویروسها (Enterovirus) هستند که در انسان نوعی بیماري شبیه پولیومیلیت غیرفلجی و نیز پریکاردیت حاد یا ورم حاد پریکارد قلب ایجاد می کنند. به این ویرو سها، ویروس هاي روده اي نیز گفته می شود.

علایم شایع بیماریهاي ناشی از کوکساک یها در موارد خفیف شامل تب و احساس نا خوشی و در موارد شدید شامل اسهال و استفرا غ، تور م یا بیرون زدن ملاج شیرخوارا ن، سردرد، سفتی گردن، هم اندازه نبودن مردمکها، از دست دادن هوشیاري، 

تغییرا ت شخصیتی، تشنج، ضعف یا فلج گاهگاهی دست یا پا، دو تا دیدن اشیاء، اختلال در صحبت کردن، از دست

دادن شنوایی خوا بآلودگی که به سمت اغما پیشروی می‌کند.

هپاتیت A:



عامل هپاتیت A ویروس HAV است که بوسیله مدفوع از بدن شخص آلوده دفع میشود و باعث  آلودگی آب آشامیدنی و غذا  میشود. راه انتقال این بیماري از طریق آب و غذاهاي خام یا خوب پخته نشده یا غذاهایی است که بوسیله اشخاص مبتلا طبخ می شوند. تخمین زده می شود در کشور ما نیز اکثر افراد تا سن 35 سالگی در معرض این ویروس قرار میگیرند.

همانند سایر ویروس‌هاي مسبب هپاتیت فردي که به هپاتیت Aآلوده میشود ممکن است هیچ شکایتی از هپاتیت نداشته باشد. این موضوع بخصوص براي بچه های زیر 2 سال صادق است. بهر حال، بعضی از آنها علایم شبیه آنفولانزا از قبیل خستگی، تهوع، استفراغ و درد در ناحیه کبد دارند.

این نوع هپاتیت در کشورهایی که از نظر وضعیت بهداشتی و استانداردهاي تصفیه آب آشامیدنی در سطح پایینی قرار دارند، شایعتر است و به همین دلیل در جنوب و شرق اروپا و آفریقا، خاورمیانه (ازجمله ایران) و خاور دور شایعتر از سایر مناطق است. گسترش بیماري با شلوغی جمعیت، فقر بهداشتی و عدم دفع صحیح فاضلاب ارتباط مستقیم دارد.

روش‌هاي پیشگیري شامل رعایت بهداشت در مراکز عمومی، کنترل بهداشتی آب و مواد غذاي بخصوص شیر، شستن دستها بعد از رفتن دستشویی و قبل از صرف غذا و ضد عفونی کردن وسایل بیمار بسیار مؤثر است.

تب Q:



تب Q نوعى بیمارى تب دار حاد (گاهی مزمن) است که در سراسر جهان اتفاق می‌افتد. این بیماري بین انسان و حیوان مشترك بوده و توسط ویروسی بنام کوکسیلا بورنتى (Coxiella burnetti) ایجادمی‌شود. منابع اصلى عفونت در انسان، گاو، گوسفند و بز میباشد. کوکسیلا بورنتى در بدن پستاندار آلوده ماده، در رحم و غدد پستانى متمرکز شده و در جفت به غلظت هاى بالایى رسیده و در هنگام وضع حمل به صورت ایروسل پخش مى شود. متعاقب استنشاق ایروسل ارگانیسم، مصرف شیر آلوده، یا انتقال خون آلوده عفونت نیز منتقل مى گردد. تب بالا، سردرد شدید، نا خوشی عمومی، درد عضلانی، لرز، عرق ریزش، سرفه بدون خلط، تهوع، استفراغ، اسهال، کنفوزیون (confusion) یا منگی گلو درد ، درد شکم، درد قفسه سینه تب معمولا به مدت 1 تا 2 هفته طول می کشد. کاهش وزن می تواند رخ دهدو مدتی باقی میماند.

عفونتهاي روده اي میکروبی:

اسهالهاي ناشی از شیگلا (Chigella): 



باکتري‌هاي جنس شیگلا عضوي از خانواده بزرگ باکتري هاي روده اي یعنی انتروباکتریاسه می‌باشند. این باکتري گرم منفی بوده و برخی گونه‌های آن مانند شیگلا دیسانتریه باعث بروز نوعی اسهال بنام شیگلوز می‌شوند. این نوع شیگلا همه گیري‌هاي گسترده و طولانی مدت ایجاد می‌کند و عفونت با آن به نسبت دیگر گونه هاي شیگلا شدیدتر و طولانی تر است و در موارد بیشتري با مرگ و میر همراه است. شیگلاها به صورت باسیلهاي گرم منفی هستند که فاقد اسپور و کپسول بوده و بدون حرکت می باشد. این باکتریها هوازي و بی هوازي اختیار ياند. شیگلا در واقع یکی از پاتوژن هاي روده اي است که عامل اصلی اسهال خونی باسیلی. بیماري همراه با تب، دردهاي شکمی و مدفوع خون آلود است.

وبا:



وبا یکی از بیماریهاي واگیر عفونی است که فقط در انسان ایجاد بیماري می‌کند. بیماران وبایی بطور مشخص دچار اسهال آبکی حاد همراه با دهیدارتاسیون می‌شوند.

عامل بیماریزاي وبا یک باکتري به نام ویبریوکلرا (Vibrio cholera) است و این بیماري در اثر سم تولید شده از این باکتري که در روده کوچک تکثیر می یابد، ظاهر میشود. این بیماري چون اولین بار در منطقه اي به نام التور در آفریقا پیدا شد، به ا ین نام مشهورمیباشد . عامل بیماري مدت زیادي در آب زنده می ماند و در مناطقی که سطح آبهاي زیر زمینی آن بالا است، بیشتر شایع است و بیشتر عامل بیماري زا از طریق مدفوع و فاضلاب قابل انتقال است.

بیمار در مرحله اول ناگهان دچار اسهال آبکی، پرفشار و بدون درد می شود و اندکی بعد استفراغ روي میدهد و سپس به زودي به علت کم شدن آب بدن، بیماري وارد مرحله روي هم خوابیدگی عروق (کلاپس) میشود. با ازدست دادن 3تا 5  درصد وزن طبیعی بدن، تشنگی، و با کاهش 5 تا 8 درصد وزن بدن، ضعف و سرگیجه دیده میشود.

کاهش بیش از 10 درصد وزن بدن، منجر به ترشح کم ادرار و گاهی قطع کامل ادرار، نبض ضعیف، چشمهاي گودرفته، پوست چروکیده، شکم فرورفته، گرفتگی عضلانی به علت اختلالات در میزان الکترولیتهاي بدن و در شیر خواران فرورفتگی ملاج و در نهایت خواب آلودگی و مرگ میشود.

ولی بیماري بطور غیر مستقیم از طریق آب آلوده به مدفوع انسان، منابع آب حفاظت نشده، غذاي آلوده، سبزیجات و میوه هاي آلوده و یا شسته شده با آب آلوده، شیر آلوده و بستنی تهیه شده از منابع غیر مطمئن، قابل انتقال میباشد.

حصبه:



حصبه یا مطبقه که توسط باکتري سالمونلا تیفی (Salemonella typhi) ایجاد می گردد، یک بیماري عفونی است که متأسفانه درکشور ما خیلی زیاد دیده م یشود.

حصبه می‌تواند تمام ی سنین را مبتلا کند و بندرت منجر به بیماریهایی با علایم بسیار شدید یا حتی مرگ می‌شود ولی شیرخواران و سالمندان بالاي 60 سال و افرادي که از بیماریهاي دیگري رنج می برند بطور معمول دچار موارد شدیدتری میگردند.

سالمونلاها از طریق آب و غذاي آلوده و از طریق دهان وارد دستگاه گوارش می شوند و به سطح سلولهاي اپیتلیوم مخاط روده متصل می گردند سپس در واکوئلهاي درون این سلولها وارد می شوند.

آب بهترین منبع آلودگی را تشکیل م یدهد. گذشته از آب، مواد غذایی ، شیر و غذاهاي حاوي تخم مرغ خام، سبزیجات و نرم تنان دریایی(صدفها و میگو و...) نیز ممکن است توسط آب آلوده گردند.

سابق بر این یخ غیربهداشتی یک عامل انتقال بیماري در ایران بشمار می رفت. آلودگی شیر و پنیر تازه توسط آب آلوده یا دستهاي آلوده دیده شده است. سبزیجاتی که با کود انسانی تماس داشته اند ، احتمال آلودگی زیادي دارند.

بیماري شبه حصبه نیز علایم و عوارضی مانند حصبه دارد با این تفاوت که عامل بیماري شبه حصبه سالمونلا پارا تیفی  (Salemonella paratyphi) میباشد. 

بیماري هاي ناشی از استافیلوکوک‌ها:

ستافیلوکوکوس (Staphylococcus) در بیشتر مواقع بی خطرند و به صورت طبیعی روي پوست اکثر افراد وجود دارند و در خاك نیز زندگی می کنند اما گونه هاي بیماري زا نیز در بین استافیلوکو كها وجود دارند که می توانند مسمومیت غذایی و استفراغ ایجاد کنند و یا گاهی عفونت های خطرناك منجر به مرگ، همچون ذات الریه بدهند.

عفونتهاي پوستی خاص:

 (Yaws) یاز: یاز نوعی بیماري پوستی است که با غده غد هاي شدن پوست در محل عارضه تظاهرمی کند. عامل این بیماري اسپیروکتی است از گروه تریپونما به نام (Treponema pertenue) اسپیروکتها باکتري هاي گرم منفی، رشته اي دراز، مارپیچی و داراي ریخت شناسی متناوب هستند که بدنه آنها بطور مارپیچی دور یک یا چند فیلامنت محوري پیچیده شده و ظاهر فنر مانند پیدا کرده است. بسیار باریک و اغلب متحرك هستند. اسپیروکتها بطور معمول از طریق پوست یا غشاي مخاطی وارد می شوند و از طریق جریان خون خود را به بافت هدف می رسانند. در بیماري یاز، بیماري از طریق تماس مستقیم و غیر مستقیم (مانند مگس یا عامل مشابه) پوست فرد بیمار با پوست  فرد سالم منتقل میگردد.


تریپونما:


تریپونما شامل گونه‌های بیماري‌زا و غیربیماري‌زا می‌باشد که گونه‌هاي غیربیماري‌زا شامل فلور طبیعی حفره دهان هستند. مهمترین گونه بیماري زا شامل ترپونما پالیدیوم و ترپونما کارتیوم است. ترپونما پالیدیوم سه زیر گونه دارد: زیر گونه پالیدیوم عامل بیماري سیفلیس، زیرگونه اندومیکوم عامل بیماري پژل یا سفلیس اندمیک و زیرگونه پرتنو عامل بیماري یاز است.

جذام (Leprosy): جذام خوره یا لپروماتوز، یکی از بیماري هاي واگیردار است که گاهی از پدر و مادر به کودکان آنها و از بیماران به همسایگان آنان انتقال می یابد و با وضعیت نامطلوب مسکن و تغذیه نیز مرتبط میباشد. انسان تنها مخزن بیماري می باشد. همچنین میمون مانگابی (Mangabey) که نوعی میمون دنیاي جدید است به صورت طبیعی آلوده می گردد. مطابق کلام ابن سینا کسی که به تازگی مبتلا به جذام شده و اوایل بیماري را طی می کند، امید به معالجه اش بیشتراست. اما وقتی بیماري ریشه دوانید و وضعیت ثابتی پیداکرد، اگر هم معالجه شود بسیار مشکل است. در اینصورت فرد دچار ضایعه هاي ناشی از بی حسی اندا مها شده و در صورت عدم تأثیر اقدامات درمانی فرد دچار تغییر شکل اندام و استیومیلیت می شود که گاه قطع عضو را در پی دارد. این بیماري از طریق دستگاه تنفس، دستگاه گوارش، پوست، رحم مادر به نوزاد، تماس با حیوان ها، حشرات و خاك محیط اطراف منتقلمی گردد. بعلت طولانی بودن دوره کمون، راه اصلی ورود عامل بیماري جذام به بدن مشخص نبوده ولی محتمل ترین راه، دستگاه تنفسی میباشد. 


دیفتري جلدي (Diphthera):



یک بیماري باکتریایی مسري حاد می‌باشد و ممکن است سیستم تنفسی و پوست را آلوده کند. این عفونت براثر باکتري اختصاصی کورینه باکتریوم دیفتریه که توکسین تولید می کند، ایجاد شده و در کشورهاي توسعه یافته بیشتر ظاهر می‌شود. نشانه‌های پوستی دیفتري شامل زخم‌هاي باز روي پوست می‌باشد که با باکتري‌هاي دیفتري عفونی شده و بر اثر تماس با زخم باز شخص آلوده، دیگران هم مبتلا می‌شوند. دیفتري نوع پوستی، در مقایسه با دیفتري ریوي، عوارض جدي و مرگ کمتر پیش می آید.

سل:



سل یا سل یا خورِشی یک بیماري واگیردار است. باسیل این بیماري مایکوباکتریوم توبرکلوزیس یا باسیل کخ نام دارد. نوعی از این بیماري که به سل گاوي موسوم است، میان انسان و چهارپایان مشترك است. در زبان پهلوی به این بیماری xwarišnih می‌گفتند که برابر با نوعی بیماري بود که سبب تحلیل رفتن آدمی می‌شود. سل (توبرکولوزیس) در کشورهاي جهان سوم از معضلات بهداشتی بوده و درمناطقی از ایران نیز شیوع آن کم نیست. در بیماري سل بطور معمول شش‌ها مورد حمله قرار می گیرند.

(سل ریوي)، ولی سیستم عصبی مرکزي، غدد لنفاوي و گردش خون، دستگاه تناسلی و ادراري، دستگاه گوارش و معده، استخوا نها، مفاصل و پوست هم ممکن است درگیر شوند.

از انواع نشانه های  سل می توان به سرفه مزمن همراه با خلط سینه آغشته به خون، تب، تعریق شبانگاهی و کاهش وزن اشاره کرد. این بیماري از طریق هوا به سایر افراد منتقل می گردد بیماري سل در تماس طولانی و نزدیک منتقل می شود، از اینرافرادي که هر روز با بیمار مبتلا به سل در تماس هستند مانند افراد خانواده، دوستان وهمکاران در معرض خطر بیشتري قرار دارند.

سیاه زخم (Anthrax): 



عامل بیماري سیاه زخم باکتري باسیلوس آنتراسیس می‌باشد. نام‌هاي دیگر این بیماري در زبان انگلیسی به معنی آنتراکس و به فرانسوي شاربن است. نام آنتراکس از کلمه یونانی (anthrakis) به معنی ذغال گرفته شده که بدلیل زخم سیاه رنگی هست که در این بیماري بوجود می آید. از بیماریهاي مشترك انسان و تعداد زیادي از حیوانات بوده و البته در حیوانات شایعتر از انسانها است. بیماري شاربن در انسان در نتیجه تماس مستقیم با حیوانات و یا فرآورده‌ هاي حیوانات بیمار مثل پوست، مو و پشم ایجاد می‌گردد. بسته به راه ورود میکروب سه نوع شاربن ایجاد می‌گردد: شاربن پوستی، شاربن تنفسی و شاربن گوارشی.

طاعون:


طاعون نوعی بیماري عفونی باکتریال مشترك بین انسان و حیوانات است که توسط جوندگان و کک آنها به سایر حیوانات وانسان منتقل میگردد. عامل بیماري باسیلی به نام یرسینیاپستیس (Yersinia pestis) بوده و فاقد اسپور است لذا نسبت به شرایط محیطی، بسیار حساس است و سریع از بین می رود در ضمن یرسینیاپستیس، در برابر تابش نور خورشید و حرارت، بسیار حساس است و مدت زیادي در خارج از بدن میزبان، زنده نمی ماند. در صورتی که بیماري سریع درمان نشود در نیمی از موارد، به مرگ بیماران منجر میشود ولی در صورتی که تحت درمان اختصاصی قرار گیرد میزان مرگ ناشی از آن به کمتر از % 5 تقلیل می یابد.

عفونتهاي انگلی دستگاه گوارش منتقل شونده از طریق مگس:

آمیبیاز:


آمیبیاز بیماري گوارشی است که عامل ایجاد آن آنتاموبیاهیستولیتیکا است. انتقال بیماري مدفوعی دهانی می‌باشد و اکثر افراد آلوده شده (90 %) بیماري واضحی ندارند. شایعترین علامت بیماري اسهال خونی و دل پیچه است.

آمیبیاز (اسهال خون ی آمیبی) عبار ت است از یک عفونت انگلی روده بزر گ و گاهی کبد که در تمام دنیا وجود دارد اما در کشورهاي در حال توسع شایع تر است. بسیاري از افراد، بخصوص کسانیکه در آ ب و هواي معتد ل زندگی میکنند، این انگل را دارند بدو ن این که علامت ی داشته باشند. علا یم وقتی ظاهر می گردد که انگل بافت روده بزرگ را مورد تهاجم قرار دهد. علایم ممکن است خیلی مبهم باشند.

ژیاردیازیس:


ژیاردیازیس یک عفونت انگلی ناشی از یک تک یاخته موسوم به ژیاردیا لامبلیا (Giardia lamblia) است. ابتلاي شایع به این بیماري به دنبال آلودگی آب و غذا با مواد دفعی در محیط و همچنین انتقال شخص به شخص به شکل دهانی- مدفوعی اتفاق می افتد. بیماري گسترش جهانی دارد. میزبان بیماري ژیاردیازیس طیف گسترد هاي از پستانداران علاوه بر انسان را شامل میشود ، در نتیجه ریشه کن کردن آن بسیار دشوارمیباشد. ژیاردیازیس براي افرادي با سیستم ایمنی بدن ضعیف، مانند افراد مسن و یا بیماران مبتلا به ایدز، می تواند کشنده باشد.

علایم بیماري شامل اسهال، کرامپ شکمی، کاهش وزن، خستگی، بی اشتهایی و تهوع مگردد که بیش از 5 روز تداوم دارد. استفراغ و تب در جریان این بیماري شایع نیست. 

کرم هاي انگلی منتقل شونده توسط مگس:

  آسکاریس (Ascaris):


آسکاریس لومبریکویدس (Ascaris lumbricoides) نوعی کرم حلقوي بزرگ است که به عنوان انگل در دستگاه گوارشی انسان زندگی م یکند. آسکاریس شایعترین و بزرگترین نمونه از کر مهاي لول هاي (نماتود) است. به وجود این انگل در روده انسان آسکاریازیس گفته م یشود. این انگل از طریق خوردن تخمهاي انگل با مصرف غذاي آلوده یا خاك آلوده به بدن انسان منتقل می شود. خوراکیهایی که خام خورده می شوند مانند سالاد و سبز يها آلودگی را منتقل می نمایند. راههاي دیگر انگشتان آلوده به خاك یا خوردن خاك آلوده (خاك خوري) گرد و غبار میباشد که می تواند در انتشار آلودگی به آسکاریس در مناطق کویري نقش مهمی داشته باشد. در موارد آلودگی شدید (بطور معمول بیش از 45 لارو) بدلیل صدمات وارده بافت ریه واکنش‌هاي التهابی یک نوع پنومونی موسوم به «پنومونی آسکاریسی» بوجود می آورد.

هیمنولپیس نانا (Hymenolepis nana): 


این کرم از دسته سستودها و به نام کرم کدوى کوتوله  (Dwarf Tapeworm) نامیده مى شود که در بیشتر نقاط دنیا بخصوص مناطق گرمسیر شایع است. این کرم به شکل نوار کوچکى است که در روده انسان بسر مى برد. انداز هاش بین 20 تا 40 میلیمتر است و 200 بند دارد. درازاى این کرم تا 60 میلیمتر می رسد و در انتقال تخم کرم به انسان کَک ها نقش مهمى دارند. بندهاى بارور حاوى تخم آزادشده، با مدفوع دفع میشوند و تخمها را در محیط، منتشر میکند.

این تخمها به همراه دست هاى آلوده یا آب و سبزى هاى تازه خورده مى شوند. در آلودگی های شدید، نشانهای بالینى بصورت سردرد، سرگیجه، بی اشتهایی، اسهال متناوب و در کسانى که به شکل مزمن مبتلا مى شوند علایم شدیدتر و توأم با عوارض جانبی، مانند بیخوابی، عصبانیت و غیره تظاهر مى کند.

کرمهاي قلابدار انسانی:   



گونه هاي انسانی شامل موارد زیر است:                          

1) نکاتور امریکانوس 

2) انکیلوستوما دیودوناله                                            

3) آنکیلوستوما برازیلینسیس 

4) انکیلوستوما کانینوم

5) انکیلوستوما سیلانیکوم 

سه گونه آخر کرمهاي قلابدار سگ و گربه هستند. دو نوع کرم قلابدار، انکیلوستوما دوئودوناله (Ancylostoma duodenale) یا کرم قلابدار دنیاي قدیم و نکاتور آمریکانوس (Necator americanus) یا کرم قلابدار دنیاي جدید، حدود یک میلیارد نفر از مردم جهان را آلوده کرده و روزانه 9 میلیون لیتر خون انسانها را هدر میدهند. آلودگی به کرم هاي قلاب دار از راه دهان و پوست صورت میگیرد. لارو آنکیلوستوم بطور معمول از راه دهان وارد بدن می گردد.

بیماری‌هاي ایجاد شده را بیماري کرم قلابدار یا آنکیلوستو میازیس، آنسیناریازیس و نکاتوریازیس می‌نامند. مهمترین عارضه‌هاي که ایجاد می شود، رنگ پریدگی، کم خونی، لاغري مفرط و تورم دست و پا و صورت می باشد. کم خونی ایجاد شده او نوع فقر آهن یا هیپوکروم میکروستیک است. یعنی رنگ گلبول‌ها کم رنگ تر از نوع طبیعی و کوچکتر می‌شوند.

یا خاك خاري به شخص مبتلا دست می دهد که pica در آلودگی هاي شدید و مزمن عارضه اي به نام به علت گرسنگی و کم خونی علاقه زیادي به خوردن خاك پیدا می کند.

تلازیا (Thelazia):


اعضاي خانواده تلازیده انگل هاي کره چشم و حفره بینی و دهان پستاندارا ن و پرندگان بوده و چرخه زندگی آنها بطور کامل شناخته شده نیست ولی احتمالاً شامل یک میزبان واسط بندپا می باشد.

گونه های گزارش شده از انسان شامل تلازیا کالیپیدا (Thelazia callipaeda) و تلازیا الیفورنینسیس ،(caliphorniensis Thelazia) انگلهاي چشم سگ و دیگر پستانداران هستند. کرمهاي بالغ به طول 5 تا 17میلیمتر، باریک و سفید مایل به کرم هستند.

کرم هاي بالغ در کیسه ملتحمه زندگی کرده و به کرّات بر روي ملتحمه قرنیه می خزند و باعث ریزش اشک، درد شدید، و فلج عضلات چشم می شوند. بجز اجتناب از خوردن بند پایان و آب آلوده، روش پیشگیرانه دیگري شناخته نشده است.

کرمک (Entrobius vermicularis):

اکسیور که به آن کرمک، کرم سنجاقی (Pinworm) یا کرم نخی هم (Thread worm) یا کرم نشیمنگاهی هم میگویند، بصورت انگل انسان در کلیه نقاط جهان دیده میشود. علامت مشهود ابتلا، در اثر مهاجرت کرم ماده بارور از سوراخ مخرج به خارج ظاهر میگردد. در نتیجه خروج کرم و حرکت آن در ناحیه مقعد ایجاد تحریک و خارش جلدي می گردد و کودکان مبتلا با خاراندن نشیمن ایجاد زخم و خونریزي می کنند که با اضافه شدن باکتریها ممکن است زخم چرکی گردد.

خارش بطور معمول خیلی شدید و هنگام شب بیشتر است، در نتیجه سبب بی خوابی کودك می گردد که در اثر آن عوارض عصبی مانند خستگی و بی قراري و عصبانیت بروز می کند. علایم دیگري همچون خارش بینی، دندان قروچه و کابوس هاي شبانه را نیز به آن نسبت داده اند. در موارد آلودگی شدید ممکن است دل درد، رنگ پریدگی و اسهال نیزظاهر شود.

در اثر خاراندن نشیمنگاه، تخم انگل در زیر ناخن ها جمع شده و یا به انگشتان کودك مبتلا میچسبد طفل با گذاشتن انگشتان خود در دهان تخم انگل را وارد دستگاه گوارش خود می کند که این تخم تبدیل به کرم شده و این عمل را خودآلودگی میگویند. این انگل بوسیله آب و غذاي آلوده، البسه و ظروف آلوده، هوا و خاك آلوده هم سرایت میکند.

تریکیوریس تریکیورا (Trichuris trichiura):

این کرم انگلی عامل بیماري تریکوسفال بوده است و با نامهاي دیگري نیز شناخته می‌شود از جمله (Trichocephalus dispar)  و نیز کرم شلاقی یا مهمیزي (Whip worm). این کرم در اکثر نقاط دنیا وجود دارد ولی شدت آلودگی در مناطق گرمسیر و مرطوب جهان بیشتر می‌باشد. آلودگی در بین اطفال بیشتر است. موارد کشنده از استرالیا گزارش شده است.

میزبان اصلی آن انسان بوده میزبان واسط ندارد. محل جایگزینی آن روده بزرگ بخصوص سکوم (روده کور) میباشد. در میمون و خوك هم وجود این انگل گزارش شده است.

قسمت قدامی بخش مویی، نوك تیز بوده به آن استیله یا استایلت یا عضو نوك تیز می گویند و به این وسیله در مخاط روده میزبان فرو می رود. اندازه کرم نر  4/5-3سانتیمتر و ماده 5-4 ساتنیمتر میباشد. انتهاي کرم نر پیچ خورده داراي یک اسپیکول است ولی انتهاي کرم ماده ساده می باشد. با نوشیدن آب آلوده به تخم کرم عفونت در انسان حاصل می شود. این کرمها خونخوار هستند و از جدار روده خون می مکند و از همان راه سمومی وارد بدن انسان میکنندکه مولد کم خونی شدید میباشد.

میاز (Myasis):

میاز بیماریی است ناشی از حضور لارو مگس ها در بافت هاي زنده و یا مرده بدن که این ورود و حضور لارو، ممکن است از طریق زخم و نیز جراحات پوستی و یا از طریق حفرات طبیعی بدن مثل دهان، گوش، چشم و دستگاه تناسلی - ادراري صورت گیرد. لاروهاي مگس خانگی و مگس هاي مشابه را گاهی در رابطه با میازهاي دستگاه ادرار و تناسلی، میاز زخم و بندرت میازهاي دهان ،حلق و بینی گزارش کرده اند. مگس هاي خانواده هاي کالیفوریده، سارکوفاژیده و استریده بیشترین سهم را دارند.

برخی مگس هاي مولد میاز:

کرایزومیا بزیانا (Chrysomyia bezziana): 

این مگس در سراسر آفریقا و اکثر نقاط آسیا از جمله ایران وجود دارد و در سالهاي اخیر در مناطق جنوبی، جنوب غربی و غرب کشور ایجاد خسارات زیادي در دا مها کرده است. موارد انسانی میاز ناشی از آن نیز گزارش شده است. گاهی میاز در چشم یا گوش رخ میدهد و باعث کوري یا کري و انهدام ساختمان چشم و گوش می گردد.

لوسیلیا سریکاتا (Lucilia sericata):

این مگس اغلب به رنگ سبز متالیک و یا سبز مسی بوده و انتشار جهانی دارد. این حشرات بیشتر در مناطق غیر بهداشتی و در محلهایی که گوشت و لاش ههاي در حال پوسیدن وجود دارند یافت می شوند. و به تقریب همیشه در نزدیک قصابی ها و کشتارگاه ها به طور فراوان وجود دارند. گزارشهایی از وجود این لاروها در زیر پانسمان و لباس بیماران بخصوص هنگامی که با خون و ترشحات آغشته باشد وجود دارد. این آلودگی ها بطور معمول آزار و خسارت مهمی را ایجاد نمی کند زیرا لاروها بطورعمده از چرك و بافت مرده تغذیه میکنند.

سارکوفاگا هموروئیدالیس (Sarcophaga haemorrhoidalis):

بدن به رنگ خاکستري روشن تا تیره است و صفحات کوچک تیره و روشن شبیه به صفحه شطرنج در پشت شکم دارند و به همین علت به آن ها مگس هاي شطرنجی نیز گفته می شود. این مگس پراکندگی وسیع جهانی دارد. در بیشتر موارد از چرك و بافهای مرده تغذیه کرده و خسارت چندانی ایجاد نمی کند. در صورت ایجاد میاز گوارشی عوارض قابل توجه و دل دردهاي شدید بوجود می آورد.

ولفارسیا مگنیفیکا (Wohlphartia magnifica):

مگس هاي خاکستري رنگ و بزرگتر از مگس خانگی بوده که طرح شطرنجی در پشت شکم این مگس ها واضح و مشخص نیست. مگس هاي ماده بارور لاروهاي خود را در دستجات 50 تا 70 تایی روي زخم هاي چرکین، اندام هاي عفونی و خراش ها، جراحات سطحی و حتی پوست به ظاهر سالم انسان وحیوانات قرار می دهند. میاز ناشی از این مگس می تواند باعث کوري و کري فرد و بندرت موجب مرگ (بخصوص در نوزادان) گردد.

استروس اویس (Oestrus ovis):

این مگس در بسیاري از حیوانات اهلی و گاهی در انسان ایجاد میاز می کند. در مناطق مختلف ایران شایع است. موارد میاز انسانی بیشتر در چشم و گلو ایجاد می شود که در چشم ایجاد التهاب و آماس ملتحمه (Conjunctivitis) میکند. کوري بر اثر میاز ناشی از این گونه نیز گزارش شده است. موارد میاز گلو باعث التهاب حلق و تارهاي صوتی و اشکال در تنفس و تکلم می شود.

هیپودرما بوویس (Hypoderma bovis) :

این مگس به ندرت تخمهاي خود را به پاي انسان چسبانده و لاروها به زیر پوست نفوذ و ایجاد تونل هاي مارپیچ می کنند که گاهی با ایجاد برآمدگی یا آبسه ممکن است فلج موضعی ایجاد کنند.

گاستروفیلوس اینتستینالیس (Gasterophilus intestinalis) :

این گونه به تقریب انتشار جهانی دارد و بطور معمول در اسب ایجاد میاز می کند. این مگس بندرت ممکن است در انسان میازي مشابه میاز ناشی از هیپودرما بوویس به وجود آورد. در موارد نادري دست، پا یا صورت انسان به علت تماس نزدیک با اسب به لاروهاي گاستروفیلوس آلوده میشود.


تهیه و تنظیم: واحد تحقیقات شرکت کنترل آفات ورسا صنعت سبز با همکاری سرکار خانم مهندس مساوات کارشناس کشاورزی گرایش باغبانی